تبليغاتX
چهل و هشت

چهل و هشت

هدایت اله امینیان


 

و این هم ترانه ای بسیار زیبا و دلنشین از الویس پریسلی  به نام Suspicious Minds  (1969) که بارها و بارها از سوی سایر هنرمندان اجرا شده است ... این ترانه ی قدیمی ، هجدهمین و نیز آخرین ترانه ی شماره یک الویس پریسلی محسوب می شود.

 

We are caught in a trap

I can not walk out

Because, I love you too much baby

 

?Why can not you see

What you are doing to me

.When you do not believe a word, I say

 

We can not go on together

With suspicious minds

And, we can not build our dreams

On suspicious minds

 

So, if an old friend I know

Drops by to say hello

.Would I still see suspicion in your eyes

 

Here we go again

Asking where I have been

You can not see these tears are real

I am crying

 

We can not go on together

With suspicious minds

And, be can not build our dreams

On suspicious minds

 

Oh, let our love survive

Dry the tears from your eyes

Let's, do not let a good thing die

 

When honey, you know

I have never lied to you

Mmm yeah, yeah

 

   +
        3:11 بعد از ظهر جمعه 2 مرداد1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

نمی دانم چرا برخی از این خواننده های مرد لس آنجلسی را که می بینم ، احساس می کنم کمی رفتارهای زنانه دارند ... از صورت شان بگیرید تا حرکات دست و پای شان ... فقط کافی است در یک برنامه تلویزیونی ظاهر شوند و شروع به صحبت کنند ، وااااا ، لحن صدای شان هم که زنانه است ... موش بخوردشان!

در مقابل ، بیشتر این خواننده های وطنی ، تا دل تان بخواهد از صدای شان بگیر تا استیل بدنی و آرایش و حرکات موزون شان ، همگی مردانه.

من با رقص و حرکات موزون مخالف نیستم ، ولی رقص هم مردانه و زنانه دارد ... وگرنه ، چرا همه محمد خردادیان نمی شوند؟! ... حتی زیر ابرو گرفتن هم داریم تا زیر ابرو گرفتن ... آرایش هم می تواند مردانه باشد ، به شرطی که قرار باشد یک مرد از زیر آرایش بیرون بیاید ، نه یک زن ... حتی موی سر هم می تواند شکلی مردانه یا زنانه داشته باشد ... یک بار دیگر به چهره ی تمامی این عزیزان هنرمند درونی و بیرونی توجه بفرمایید! ... تصورم بر این است ، انتخابی طبیعی صورت می گیرد.

 

   +
        9:43 بعد از ظهر سه شنبه 3 دی1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



از همان اولین باری که این ویدئوکلیپ را دیدم به نظرم فوق العاده آمد و هنوز هم بر همین عقیده هستم ... چند نفری هم که علاقمند به ویدئو کلیپ و موسیقی هستند ، در همان نگاه اول رای موافق خود را اعلام کردند ...! این موزیک ، موسیقی متن فیلم Das Wilde Leben محصول ۲۰۰۷ آلمان است که توسط دو هنرمند Ville Valo و Natalia Avelon اجرا می شود و تا الان در بسیاری از پاپ چارت های دنیا وارد شده است. شنیدن آن و دیدن ویدئوکلیپ آن را به همه شما توصیه می کنم ، تا شاید روزی فیلمش را هم دیدیم!

 

Summer wine lyrics

"Ville Valo and Natalia Avelon; The German Movie "Daِs Wilde Leben

Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
My summer wine is really made from all these things

I walked in town on silver spurs that jingled too
A song that I had only sang to just a few
She saw my silver spurs and said let pass some time
And I will give to you summer wine

Oohh-oh summer wine

Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off your silver spurs and help me pass the time
And I will give to you summer wine

Oohh-oh summer wine

My eyes grew heavy and my lips they could not speak
I tried to get up but I couldn't find my feet
She reassured me with an unfamilliar line
And then she gave to me more summer wine

Oohh-oh summer wine

Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off your silver spurs and help me pass the time
And I will give to you summer wine

Oohh-oh summer wine

When I woke up the sun was shining in my eyes
My silver spurs were gone my head felt twice its size
She took my silver spurs a dollar and a dime
And left me cravin' for more summer wine

Oohh-oh summer wine

Strawberries cherries and an angel's kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off those silver spurs and help me pass the time
And I will give to you my summer wine

Oohh-oh summer wine

 

   +
        1:46 بعد از ظهر چهارشنبه 12 دی1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



در ماهنامه شهروند امروز ، مقاله ای خواندم که بحثی را تحت عنوان هنرمند دولتی یا غیر دولتی عنوان می کرد. مقاله اگر چه به زیبایی نگاشته شده است ولی گزارشگران و مصاحبه گیران از قدرت کافی در برخورد با مصاحبه شوندگان نیستند. به عبارتی ، در اندازه های آنها نیستند . به همین خاطر مصاحبه شونده به راحتی از دست مصاحبه کننده می گریزد.

آیا هنرمند دولتی و غیر دولتی منحصر به شاعران است؟!

سراسر هنر این کشور مملو از هنرمندان دولتی است. اگر تمامی هنرهای کشور را جمع بزنید که سهل است حتی ورزش این کشور نیز انباشته از ورزشکاران و مربیان دولتی است!!!!! .... چرا به همین جا ختم کنیم ؟! تمامی علم و دانش این کشور نیز دولتی است؟! .....

می گوئید نه ؟!

 

چند تا کارگردان می شناسید که با استفاده از امکانات وزارت خانه ها و سازمان های دولتی کارگردان سینما و تلویزیون شده اند؟! از چه فرار می کنید؟! کم بودند و هستند کارگردانانی که از قبل بنیاد سینمایی فارابی و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و کمیته امداد و بنیاد جانبازان و مستضعفان و شازمان های مشابه و وابسته ، کارگردان شدند؟! این امکاناتی که در اختیار چهار تا کارگردان مجموعه ساز تلویزیونی و کارگردان تاریخی ساز قرار داده اند و سالیانه ، به نوبت و پشت سر هم سریال می سازند آیا از امکانات دولتی استفاده نمی کنند؟! آیا تنها کارگردانان این مملکت همین چند نفر هستند؟! چند تا کارگردان سینما می شناسید که با امکانات دولت در مغز ما رفته اند که بزرگ ترین کارگردانان سینمای ایران که نه ، بل تمام جهان هستند!!!!! .... به کارهایشان نگاه کنید ... جز کپی برداری به انوع مختلف ، چیز دیگری هستند!؟ برنامه های تلویزیونی هم ... !!!

در بازیگری و سایر عرصه های سینمایی ما نیز کم نیستند این گونه بازیکن هایی که به نوبت و هر چند سال یک بار با حمایت انواع مختلف سازمان ها و رسانه های دولتی و نیمه دولتی و مقهور دولت ، ستاره می شوند!!!!!!!!!!! آیا تمامی این خانم ها و آقایان تنها با استعداد شخصی به این قله های رفیع شهرت و ثروت رسیدند .... یا انواع مختلف رانت و حمایت پشت سر هر کدام خوابیده بود و است!!!!!!!!

 

چرا سینما ، آیا ادبیات ما فارغ از حمایت دولتی است ؟؟؟!!! با شعر کار ندارم ، ولی مگر در زمینه داستان نویسی و ترجمه کتاب های داستان این پدیده رخ نمی نماید؟؟!!! آمار فروش واقعی کتاب های نویسندگان ادبیات دولتی ما خود گویا است؟؟؟!!! منظور از فروش واقعی ، فروشی است که خود مردم و به میل خود و نه به انواع حمایت های مختلف دولتی که در مقاله شهروند امروز بدان اشاره شده است ، به خرید کتاب اقدام کرده اند!!!!!!! زمانی بود ، وقتی یک کتاب از یک نویسنده مثلاً دگر اندیش چاپ     می شد ، نسل جوان مشتاقانه به دنبال آن کتاب بودند ........ به تدریج کتاب های ترجمه شده کارلوس کاستاندا و میلان کوندرا و پائولو کوئیلو و گابریل گارسیا مارکز و چند ده نویسنده دیگر جایگزین شد تا دیگر جایی برای حضور اتفاقات ادبی داخلی وجود نداشته باشد ..... چه وقفه عجیبی افتاده است بین سیمین دانشور و محمود دولت آبادی و هوشنگ گلشیری و احمدمحمود و بزرگ علوی و رضا براهنی و عباس معروفی و بقیه با این نسل جدید نویسندگان ........ به راستی چند تا از این نویسندگان نسل جدید در همین حالا ، در اندازه های هر یک از این افراد گفته شده هستند ..... فکر نمی کنید باید کمی فاصله ها کمتر می شد ...... فکر نمی کنید چند نفی به اندازه چند سال بین این آدم ها فاصله است!!!!!!!!!!!!!

 

بخش علم و دانش دانشگاهی ما هم فارغ از این رانت ها و حمایت های دولتی نیست ....... یک سری به دانشگاه ها بزنید و از دانشجویان بی غرض بپرسید آیا در دانشگاه های ما ، کس دیگری وجود ندارد که شایسته تر از این آقایان به اصطلاح استاد نمونه ، مرد علمی و القاب مشابه باشد.

 

در ورزش ما هم همین است ..........

 

باید دید در پشت تمامی این جوایز و افتخارات و عنوان ها و عضویت های رنگارنگ در کمیسیون های مختلف چه چیزی خوابیده است!!!! این چه مهره ماری است که این چنین موثر افتاده است و ما از آن   بی خبریم!!!

   +
        2:15 قبل از ظهر چهارشنبه 21 شهریور1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin