یک برادر کوچک دارم ، رضا ... البته کوچک ، یعنی ۳۰ سال! ... پشتکار عجیبی دارد ... صبح تا شب مشغول کار است و البته موفق ... پشتکارش آن قدر زیاد است که گاهی از خودم شرمنده می شوم ... اگر نیمی از پشتکار او را مثلن در همین وبلاگ نویسی داشتم ، الان حداقل مالک یک خبرگزاری بین المللی چند زبانه بودم! ... گاهی اوقات لازم است تا آدم از کوچکترش هم چیز یاد بگیرد ، به ویژه اگر مثبت باشد و موجب پیشرفت و موفقیت ... شرمنده ی این همه تلاشت هستیم ، اخوی!
