تبليغاتX
چهل و هشت - فوتبال در ظهر تابستان یا سه در پایین تر؟

چهل و هشت

هدایت اله امینیان


 

پیرمرد از خواب افتاده بود ... هر روز بعد ازظهر ، حدود ساعت 2 بعد از ظهر ، تا بچه های محل ناهارشان را می خوردند ، می پریدند وسط خیابان و دروازه ها را می گذاشتند و فوتبال شان شروع می شد ... سروصدای شان که بماند ، وقتی توپ شان به داخل منزل مردم می افتاد ، زنگ هم می زدند ... توپ هم که وسط یک خیابان 20 متری با خانه های ویلایی در دو طرف ، مرتب می خورد به در و دیوار و پنجره ...

پیرمرد ، بازنشسته ی ارتش بود ... یکی دو ساعت که از بازی می گذشت ، می آمد جلوی در و کلی ناراحتی می کرد که چرا نمی گذارید ما بخوابیم ... چرا این قدر سروصدا می کنید ... بابا ، وقت استراحتِ ...

بچه های محل هم دروازه ها را جمع می کردند و می رفتند سه تا در پایین تر ... آنجا هم همین آش و همین کاسه و باز هم سه تا در پایین تر ... پس کجا بازی کنیم؟!

 

کج می گیریم ... همیشه همین طور بوده است و الان هم همین طور است ... به جای تغییر زمان بازی ، جای بازی را عوض می کنیم ... به جای تغییر رویه ، محل انجام رویه را عوض می کنیم!

   +
        2:0 قبل از ظهر پنجشنبه 12 شهریور1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin