تالس و چاله چوله های فلسفی

یک افسانه قدیمی می گوید: روزی تالس فیلسوف یونانی هنگام پیاده روی راهش را گم کرد و همچنان که به آسمان می نگریست، در چاله ای افتاد. مردمی که او را در چاله افتاده دیدند به او خندیدند. پیرزنی رو به او کرد و گفت: وقتی تو نمی توانی اتفاقات جلوی دماغ ات را ببینی، چگونه می خواهی بفهمی در آسمان چه می گذرد؟»

هگل اغلب به این واقعه اشاره می کرد و طنزگونه اش کرده می گفت: «فیلسوفان هم  به نوبه خود به مردمی که در خطر قدم زدن در اطراف چاله نیستند می خندند، به این دلیل ساده که آنان در خودِ چاله قرار دارند و هرگز دردسرِ نگریستن به آسمان را به خود نمی دهند.

کافه ستاره

امشب رفتیم سینما ، فیلم کافه ستاره.

بدون هیچ تعارفی ، همین اول ، باید بگم کافه ستاره از جمله فیلمایی است که باید دید ، بسیار زیباست و دوست داشتنی که هیچ وقت فراموش نخواهد شد. با دیدن این فیلم آدم متوجه می شه برای فروش خوب لازم نیست فیلم کمدی موزیکال آب گوشتی ساخت!!!! حتی یه فیلم جدی هم می تونه با اندکی طنز بدون این که تو ورطه ابتذال بیوفته ، فروش خوبی هم داشته باشه!

بگذریم ، بعد از تماشای فیلم حالا نوبت ماست :

1-     چند سال پیش ، اولین باری که اسم سامان مقدم رو دیدم نمی دونم روی پرده سینما بود یا تابلوهای تبلیغاتی ، ولی خوب یادم هست که به رفیقِ همراهم گفتم این بابا کپی کار خوبیه!!! هر چند تا اون موقع نه فیلمی ازش دیده بودم و نه تا امشب فیلمی ازش دیده بودم ولی نمی دونم چه حسی بود شاید از نوع ششم که اون روز این حرف رو زدم!!!

2-     بعدها فیلم مکس سامان مقدم خیلی سروصدا کرد که هنوز سعادت نشده ببینم ولی در این میون تبلیغات کافه ستاره رو توی تابلوی نمایش های آینده سینماها دیده بودم ، اون موقع هم گفتم این بابا یک کپی کاره ولی این دفعه رو یادم هست چرا گفتم!!!

3-     خیلی خوب یادمه که اون موقع گفتم : این بابا حتی اسم فیلم رو هم کپی می کنه ، منظور فیلم پارسالیه ، کافه ترانزیت!!!! هر چند این فیلم رو هم ندیده ام و اگه توفیق بشه شاید توی این دو سه روزه که قراره شبکه 3 سیما نشون بده ، ببینمش!

4-     کافه ستاره رو امشب دیدم عجب فیلمی !!!! از سامان مقدم بعید بود!!!!یه دفعه چند پله یکی؟؟؟؟!!!!!

5-     اولین فیلمی بود که از سامان مقدم می دیدم و متوجه شدم حدسم درسته ، نه! مثل این که از این جوون داره یه چیزایی در می آد حتی اگر کپی کار باشه! در این وانفسا باید گفت دستت درد نکنه! خوب بود! خوب چیه عالی بود!!!!

6-     در شرایطی که علی حاتمی مرده و از بیضایی و مهرجویی و تقوایی ، پور احمد و عیاری (عیاری در آن سوی آتش) و کامبوزیا پرتوی و ابراهیم فروزش خبری نیست و کیارستمی و مخملباف ها و پناهی و قبادی و نادری در فرنگ هستند و کیمیایی و بنی اعتماد و بقیه هم چند سالیه که دیگه چنگی به دل نمی زنند به هر حال باید این جوونا یه جوری چرخ سینما رو بچرخونند و نشون بدن شاگرد خوب مسعود کیمیایی هستند و فیلم و سینما رو خوب می فهمند!!!!!! فقط در همین جا یک پرانتز باز می کنم و یادی از امیر نادری می کنم ، امیر نادری عزیز و دوست داشتنی که چند وقت پیش ، پس از قریب به 15 سال ، فیلم دونده اش رو تونستم برای چندمین بار ببینم و غبطه بخورم که چرا این مرد ، چند سال؟ چند سال از من جلوتره؟؟؟!!! چیزایی رو در فیلمش دیدم که حالا تازه بعد از 15 سال دارم می فهمم چی بودن!!!!! بیخود نبوده جایزه نانت فرانسه رو اون سال ها می بره!!!! موضوع فقط نمایش بدبخت بیچارگی های ما جهان سومی ها نیست!!! فیلم خودش جون داره . باهات حرف می زنه!!!!!

7-     تدوین از فیلم 21 گرم ، موسیقی و بازی رنگ از سه گانۀ آبی سفید و قرمز کیشلوفسکی ، موضوع و حس از زیر پوست شهر رخشان بنی اعتماد و در نهایت روح تموم فیلمای مسعود کیمیایی رو هم بدمید می شه فیلم کافه ستاره سامان مقدم!!!!!!!!!!! می شه یک کپی خوب و موفق.

8-     در مقابل همه اینا ، بازی ها یه چیز دیگه اس!!!! بازی ها فوق العاده ان !!!!! نمی دونم خود سامان مقدم از این هنرپیشه ها بازی گرفته یا کمک داشته یا باز هم همون روح عالیجنابِ پیرِ خاکستری پوش سینمای ایران تو کار بوده!!!!!!!!!!

9-     از بازی ها براتون بگم :

1-9- اولین باری که پژمان بازغی رو دیدم ، توی یه سریال تلویزیونی نقش یه آتیش نشان رو داشت. همون موقع گفتم این بابا جاش توی تلویزیون نیست. خیلی بیشتر از اینا جا داره و می تونه یه هنرپیشه مطرح در سینما باشه!!!! بعد از کارش با ابراهیمی حاتمی کیا حالا توی این فیلم تونسته خوب بدرخشه ، هر چند ، توی این فیلم تا اندازه زیادی تحت تأثیر بازی محمدرضا فروتن در فیلم زیر پوست شهر هست و بنیکو دل تورو توی فیلم 21 گرم. با این حال بازیش زیباست و هنوز جا داره!!!! تیپ و بدن و استیل و بیان و نگاه و قدرت رو با هم داره. هم به درد قیصر می خوره هم علی بی غم و هم در امتداد شب. موفق باشی.

2-9- هانیه توسلی مثل همه فیلماش فوق العاده اس و روز به روز هم بهتر می شه. کم بازی می کنه ولی زیبا کار می کنه!!!! دست گلاب آدینه درد نکنه!!!!

3-9- رویا تیموریان رو اولین بار در سریال تلویزیونی محاکمه دیدم و عهمون موقع گفتم این هنرپیشه رو از کجا پیدا کردن!!!! با این سن و سال تا الان کجا بود!!!! دیر اومد ولی بسیار موفق اومد!!!! هنوزم به جرآت می گم بازیکن بی نظیره و حالا حالاها باید ازش فیلم خوب دید!!!! هرچند نتونسته باشه به قدرت فریماه فرجامی در فیلم نرگس و کتایون ریاحی در فیلم شام آخر بازی کرده باشه ولی بازیش فوق العاده اس!!!!

4-9- افسانه بایگان رو خیلی ساله که می شناسمش ، از سال های اول دهه شصت که سینما روهای جوون به سن و سال من در اون زمان نقش دختر خونه رو که می خواد شوهر کنه یا متأهله و هزار جور مشکل داره رو با افسانه بایگان شناختن. نقشی که چند سال بعدش نیکی کریمی به عهده گرفت. با این تفاوت که نقش افسانه بایگان دختری ملایم بود و نیکی کریمی دختری عاصی!!!! تا امشب فکر می کردم افسانه بایگان هنرپیشه ای بود که در همون دهه تموم شد ولی امشب از بازی حیرت انگیزش تعجب کردم هر چند قدری اضافه وزن پیدا کرده ولی بسیار زیبا بازی کرد. با شناختی که از اون داشتم باور نکردنی بود!!!!!!!

5-9- ایرج نوذری هم که در تموم فیلماش مرد مثبتِ خوش تیپ و پولدار بود و به نظر نمی اومد هیچ وقت از این قالب بیرون بیاد ولی در این فیلم خیلی قشنگ پوست انداخت و اگه همین طوری بمونه هم فال می شه و هم تماشا.

6-9- حامد بهداد رو هم نمی دونم فیلم اولش بود یا نه؟ ولی توی همین فیلم خیلی خوب بازی کرد و اگه کم نیاره می تونه جایگاه خوبی توی هنرپیشه های جوون سینمای ایران داشته باشه!!!

6-9- بقیه نقشا هم اگر چه کوتاهند ولی بسیار زیبا اجرا می شوند از نگار فروزنده و مسعود رایگان بگیرید تا هنرمند قدیمی و نام آشنا و بسیار توانای رادیو و تلیوزیون و سینمای کشور ، خانم نیکو خردمند.

10- از تدوین فیلم براتون چیزی نمی گم که هر چند قدری ته مایه تدوین سه گانه کیشلوفسکی رو با خودش داشت ولی کپی برابر اصل فیلم 21 گرمه. اگه اونو دیدید که هیچ ، اگر هم ندیدید که پیداش کنید و ببینید. مطمئن باشید چیزی از دست نمی دید بجز همون 21 گرم رو!!!!!! برای تماشاچی ساده پسند ایرانی دیدن این جور فیلما حداقل توی سینمای خودمون با موضوعی ایرونی به درک و فهم فیلم خیلی کمک می کنه!!!!!!!!!!!!! تماشاچی هایی که بعد از این همه سال هنوز چیپس و تخمه و ساندویچ و فلاسک چای می آرن توی سینما اون هم سینماهای معتبر شهر تهرون اون وقت می خوان فیلم جدی هم ببینن!!!!! خوب معلومه کارگردان هم باید ته مایه هایی از فیلمایی مثل چند می گیری گریه کنی و عروس بدلی و عروس فراری و شام عروسی رو قاطیش کنه!!!!! تماشاچی ما که با اون جوریاش آشنا نشد شاید این جوری یه مقداری با مقوله فیلم و سینما و تکنیک این جور خنزرپنزرها آشنا بشه!!!!!!!!

11- موسیقی فیلم هم اگر چه بد نیست ولی می خواست یک کپی از سه گانه کیشلوفسکی باشه که به اون خوبی در نیاومد.

12- طراحی صحنه و لباس ها و گریم هم بد نبود به خصوص پیراهن هانیه توسلی!!!!

13- فیلم نامه فیلم هم اگر چه به واسطه تأثیر تدوین فیلم 21 گرم یه علائمی از همون رو هم با خودش داشت مثل نمایش مسجد بجای کلیسا و نقش روحانی بجای پدر مقدس و موضوع قتل و بقیه چیزا ولی در مجموع تنها ایرادی که بر آن وارد بود هر چند می توان آن را به عهده فهم تماشاگر گذاشت ولی مثل بقیه ماجراها باز نشد عاقبت هانیه توسلی بود و نگار فروزنده. یه مقداری ، فقط یه مقداری پایان کار این دو تا معلق مونده ولی گفتم ، می شه با فهم تماشاچی مشکل رو حلش کرد!!!!!!!

14- از بقیه چیزا هم چیزی سر در نمی آرم و می ذارمشون به عهده خودتون!!!!

15- فیلم رو ببینید و لذت ببرید. در این تابستون فیلم خوب کم گیر می آد و همه شون هم با همدیگه رفتن روی اکران. تا به حال طبل بزرگ زیر پای چب رو دیدم که فوق العاده بود  و بعد از چهار شنبه سوری و آتش بس این چهارمین فیلمیه که ارزش دیدن رو داره.

16- بقیه رو هنوز ندیدم. ولی کافه ستاره اگر چه فروش خوبی خواهد کرد ولی بعید می دونم بتونه رکورد فروش آتش بس و حتی چهارشنبه سوری رو بزنه!!!! خیلی سال پیش قبل از رد پای گرگ بود یا بعدش ، یادم نیست ، مسعود کیمیایی در مورد فروش فیلماش و بحثایی اینچنینی که دوران فیلمای شما تموم شده و از این جور حرفا ، گفته بود : یه زن و مرد و یه پشه بند روی پشت بوم بدید به من ، یه فیلم بسازم که رکورد فروش فیلم رو بشکونه (کنایه به فیلم عروس در اون سال ها داشت که فروش خیلی خوبی هم کرده بود بخاطر هنرپیشه های زیبا و جوون فیلم) ، با دیدن صحنه تنظیم انتن ماهواره حامد بهداد و بازی رویا تیموریان و جمله پشه بند ُ بدجوری یاد این حرف مسعود کیمیایی افتادم. قسمت عمده فروش فیلم رو هم مطمئن باشید واسه قسمتایی که رویا تیموریان توش حضور داره ، بویژه ماجراهای آنتن ماهواره ایش. 

با این حال ،  اگه فیلم فروش خوبی نکرد بذارید به حساب سنگینی کار تدوین که یه مقداری فهم فیلم رو برای تماشاچی های ایرانی ساده پسند این روزا سخت می کنه ولی اگه فیلم فروش خوبی کرد بذارید به حساب :

   1-16- تصاویر آوازه خونی حمید شب خیز

   2-16- صدای خوانندگانی چون سیاوس و معین و …

   3-16- حرکات موزون رویا تیموریان

   4-16- حرکات موزون زیر باران پژمان بازغی

   5-16- کل تصاویر بزمی مراسم عروسی

   6- 16- نمایش دیش ماهواره

   7-16-  تیکه پرانی های نگار فروزنده

   8-16- قیصر بازی پژمان بازغی

   9-16- فیلم نامه زیر پوست شهر و نرگس رخشان بنی اعتماد

 10-16- موسیقی سه گانه کیشلوفسکی

 11-16- تدوین 21 گرم

 12- 16- روح مسعود کیمیایی

و دست آخر ….. عشق و عشق و عشق و عشق.

 

این فیلم رو ببینید. ببینید و ببینید.

اثرش رو چند ساعت بعداز پایان فیلم بیشتر درک می کنید!

فقط اگه یه روزی اتفاقی فیلم کوچه میداک رو دیدید که 49 جایزه بین المللی برده و اون وقت متوجه شدید همۀ فیلم ، مثل کافه ستاره خودمونه اون وقت نگید چرا جشنواره های خارجی سامان مقدم ها رو قبول نمی کنند و به فیلمای بدبخت بیچارگی های جهان سوم فقط جایزه می دن!!! و امثالهم!!!! اون وقت اگه دلتون برای اون چند تا کارگردانی که اول گفتم تنگ نشد هر چی خواستید به من بگید!!!!

فوتبال ایران و سوریه

خدا را شکر.

بالاخره بعد از حدود 95 دقیقه تلاش تونستیم بازی با تیم بسیار قدرتمند سوریه را در یک بازی تماشایی و سوری پسند در ورزشگاه آزادی به تساوی بکشیم و یک امتیاز بسیار با ارزش و شیرین و دلچسب و خانه نشین از این تیم تراز اول آسیایی بگیریم و راه رسیدن به مرحله بعدی جام ملت های آسیایی را پر دست اندازتر کنیم.

تیم ملی جوان و کم تجربه کشورمان که به تازگی همین یک ماه پیش ، از سفر جام جهانی برگشته ، تازه داره جون می گیره و به همه فوتبال دوستان و فوتبال بازها و فوتبال دارها و فوتبال نویس ها نشون داد با توجه به توانمندی های موجود در کشور و با همت همه اهالی فوتبال و صد البته با درایت و کارکشتگی امیرقلعه نوعی و تجربه ناصر ابراهیمی و بقیه کادر مربیگری دو تیم استقلال و پرسپولیس و سایر مسوولین همراه و همکار و هم نام و هم نان  می شه با تیم سوریه در داخل کشور ، اون هم توی ورزشگاه آزادی در حضور تماشاچیان خودی به تساوی دست یافت و باز هم مثل همیشه نتیجه رو به روزهای آخر کشوند.

خدا نیامرزه ایویچ و بلازوویچ و برانکویچ و ساندویچ و چندتاپیچ و بقیه ویچ های دیگه رو که معلوم نیست چه بر سر فوتبال این مملکت آورده بودن که پس از پایان جام جهانی تازه جوونای مملکت ما تونستن خودشون رو نشون بردن. فکر کردین طالب لو و مبعلی و شکوری و بقیه بروبچ از بازیکن های حاضر در جام جهانی چی کم داشتن که توی زمین نمی آوردنشون. مگه همین برانکوویچ نبود که بدون نیاز به بازیه پایانی تیم رو برد جام جهانی اون هم با حضور ژاپن و زیکو!!!!!! خدا خفه اش کنه که ما رو بدبخت کرد!!! اگه اون هم می ذاشت کار به روزای آخر برسه دیگه این تماشاچیا نمی فهمیدن تیمای آسیایی اینقده هلو هستن که راحت می شه رفت مرحله بعد و همه این چیزا مسخره بازیه و سرکاریه!!!!!!!! و حضور در مراحل نهایی فوتبال آسیا و قهرمانی فوتبال آسیا که چیز مهمی نیست و ما د رحد جهانیم!!!!! یادشون رفت که این تیمی که اینقده سنگش رو به سینه می زدن حداقل از پرتقال و مکزیک خورد که سرشون به  تنشون می ارزید با چند بار سابقه حضور در جام جهانی و اون هم توی زمین آلمانی ، نه از سوریه بدون سابقه حضور در جام جهانی و جام های آسیایی و اون هم توی زمین آزادی!!!!

همه اش پارتی بازی بود آقا. این مردکه (منظور برانکوویچ) داشت به فوتبال این مملکت خیانت می کرد که بالاخره دستان جوانان برومند ما مچش رو گرفتن و دستاش وا شد و ما فهمیدیم هیچی تو چنته ندارن و ما هر چی داریم از بازیکنامونه و اگه از مربیای وطنی استفاده کنیم خیلی بهتر نتیجه می گیریم چون زبون همدیگه رو بهتر می فهمن و تازه نیازی هم به چلنگر نیست که هر چی دلش می خواد به بازیکنامون می گه!!!!!!

مگه همین مربیای داخلی نبودن که از تعویضای مسخره و نادانی و نابلدی و بازی نشناسی و هزار چیز دیگه این مربیای خارجی ایراد می گرفتن؟ خوبه این تیم همون تیم قدیمه که کارشناسای محترم برنامه های الکی خوش و وقت پرکن فوتبال تلویزیون مرتب ایراد می گرفتن که بازیکنای خوبی داریم ولی ازشون استفاده نمی شه و خدا لعنت کنه این مردان ویچ ویچی رو!!!!!!.

این هم نتیجه !!!!!!!! من که به شخصه آب کشیدم!!!!!!!!

فکر کردیم سوریه هم مثل تیمای باشگاهی داخلی مون هستن که هزار جور شعار و فحش بهم می دیم و کُرکُری واسه همدیگه می خونیم و بعدش با هم بازیکن رد و بدل می کنیم و دو تایی با هم می شیم سرمربی و کمک مربی و تماشاچیا هم که از خودمونن!!!!!!! یا شاید گفتیم هر وقت امتیاز کم بیاریم از ذوب آهن چند شاخه تیرآهن و از سپاهان چند کیسه سیمان و از سایپا دو تا ماشین سواری و از پاس چهار پنج تا بازیکن فراری رو می گیریم و اینور اونور کنیم آخر سر هم یه تیم بدبختی مثل شموشک رو می زنیم و می شیم قهرمان لیگ!!!!!!

با چند تا تبلیغات آب دوغ خیاری و هماهنگی با باشگاه های عربی طرف قرارداد و ارسال فکسایی که هر مغازه داری هم این روزه از اونور آب داره می گیره اون هم از باشگاهایی که خودمون توی هیئت مدیرشون دست داریم و سهامدار عمده شون هستیم یه بابایی رو که هیچی نبود می کنیمش مترسک ملی!!!!!! طوری که طرف باورش می شه نخیر!!! خبریه!!! و ما خیلی آدم مهمی هستیم!!!!!!

مواظب خودتون باشید!!!! هر چند از جیب این ملت بدبخت مفت می خورید و اینا هم اینقده مشنگن که بازم می آن دنبالتون ولی روی پوست خربزه لیز نخورید که هر کی خربزه می خوره پا لرزش هم می شینه.

راستی یه نکته خیلی مهم دیگه که کمتر توجه شده تقسیم بندی القاب آقایونه ، خان و آقا و حاجی رو هم بین خودشون تقسیم کردن تا چه برسه بقیه فوتبال رو!!!!!!!