سال نو بر شما مبارک باد!
شاهزاده میرزا رضا قلی خان هفت چنگ و شاعری
شاهزاده ميرزا رضاقلي خان هفت چنگ فراهاني دستي هم در شعر داشت ... آورده اند در مجلس انس و الفتي نشسته بود و دوستان هر يك به نوعي مطلبي مي گفتند ... ميرزا ابوالحسن داور تارتار ، طبق معمول ، شيرين زباني كرد و مزاح و دعوت به شعر و سخن ... شاهزاده ميرزا رضاقلي خان هفت چنگ فراهاني هم دعوتش اجابت كرد و چنين گفت:
شينگولافكيم ، آمبوليف ، هفتار خيك وان بننار ، هيك چارب شو
استرفتاك ، سوپولي ، ايشتاخ وانتو سيبيليد ، آفتاش بيق
هف تنگي ، سوبالان ، اولي شارميچ ، سركواش ، فينگ تان بيز
آرملين ، هرمونشا ، اوس كاخمين ، فيش كل شيد ، سورمات سيق
تكنولوژي و امنيت
"تكنولوژي خوب است" ... "بايد از تكنولوژي ، درست استفاده كرد" ... "فرهنگ استفاده از تكنولوژي جديد را نداريم" ... "ما مردم بي فرهنگي هستيم" ..."تكنولوژي مي آيد ، ولي فرهنگش نمي آيد" ... و صدها جمله ي مشابه ديگر كه روزانه مي شنويم و به كار مي بريم.
دوربين هاي مداربسته ، تجهيزاتي نيرومند براي برقراري امنيت در اماكن عمومي و خصوصي هستند ... در كنار تمامي توضيحاتي كه در خصوص انواع و اقسام وظايف ، كارايي و كارآمدي اين كالا آورده اند ، فيلمبرداري از زندگي خصوصي افراد و تكثير آن ، از مهمترين وظايف آن مي باشد ، كه فراموش شده است ... بيش از آن كه از جنايتكاران و تبهكاران فيلمبرداري كند ، از زندگي خصوصي مردم پرده برداري مي كند ... دوربين مداربسته يا جاسوسي؟!
درهاي كنترلي ، ابزاري براي افزايش آسايش رانندگان محترم ... بدون نياز به پياده شدن از ماشين ، در پاركينگ را باز مي كنيد ... تاكنون ، حداقل چند مورد شنيده ايد كه سارقين در پي ماشيني ، وارد منزلي شده اند؟ ... آيا ناگزيريد نرسيده به پاركينگ ، در را بزنيد ، تا سارق منتظر ، پيش از رسيدن شما وارد شود؟ ... چگونه مي توانيد از وارد شدن سارقين در پشت سرتان جلوگيري كنيد؟ ... در كنترلي يا در سرقت؟!
دوربين ، هندي كم و موبايل هاي دوربين دار ، وسيله هايي براي ثبت خاطرات و لحظات تلخ و شيرين زندگي ... در مجلسي وارد مي شويد و با تعداد معتنابهي دوربين روبرو مي شويد ... از در و ديوار است كه تصوير مي بارد ... لااقل ، دوربين هاي قبلي ، يك فلاش مي زدند ، اين جديدي ها ، همين را هم ندارند ... كلي تلاش مي كنيد ، تا پس از مدت ها ، عكس و فيلم عروسي تان را از عكاس و فيلمبردار بگيريد و سعي مي كنيد طي برنامه ي خاصي به نمايش بگذاريد و كلي آدم هم از قبل وقت مي گيرند تا بيايند فيلم عروسي شما را ببينند و شما هم فيلم و آلبوم عكس تان را به هر دليلي به ديگران نمي دهيد ، ولي از همان شب اول ، تمامي عكس ها و فيلم هاي عروسي شما ، از خود شما گرفته تا تمامي مدعوين ، در سطح خانواده ، دوستان ، آشنايان و غريب الغربا ، در سطح بازار و ميادين شهر و پايتخت ، و نيز در سطح اينترنت ، به نمايش و حراج گذاشته شده است ... تا چه ميزان ، مراقب فيلم و عكس هايي هستيد كه از ديگران مي گيريد (عكسبرداري و فيلمبرداري مي كنيد)؟! ... تا چه ميزان امانتدار هستيد؟! ... اگر كسي به شما اجازه فيلمبرداري و عكسبرداري داد ، به معني نمايش و واگذاري و ارسال و فروش آن در جامعه ي جهاني است ... مبحث دوربين هاي شكاري كه بماند ... دوربين يا جاسوسي ، آدم فروشي ، تجارت و امانتداري؟!
موبايل ، وسيله اي براي ارتباط همگاني ... در سر جلسات و گفتگوهاي خصوصي ، صداي يكديگر را ضبط مي كنيم ... از مهماني ها و مجالس يكديگر عكس و فيلم مي گيريم ... در ساده ترين شكل ممكن ، تمامي ورودي هاي بلوتوث موبايل مان را باز مي گذاريم ، تا تمامي همسفران يك اتوبوس يا مترو و يا همكلاسي هاي بيكار يك كلاس ، تمامي آنها را بردارند ... آنجايي كه با خیالی آسوده ، خود براي ديگران مي فرستيم ، بماند ... شماره تلفن ها و ساير فايل ها كه هيچ ... موبايل يا جاسوسي ، سرقت ، آدم فروشي ، تجارت و امانتداري؟!
اي ميل ، راهكاري براي ارسال سريع پيام ، فايل و ساير اطلاعات ... آي دي هاي ياهو و گوگل و ساير خدمات دهنده هاي معتبر اين چنيني ، ابزاري براي چت يا گفتمان دوستانه ي تايپي و صوتي و تصويري و ارسال فابل و ساير مخلفات ... راه گم مي كنيم ... اي ميل و چت يا دختربازي ، خانوم بازي ، بچه بازي ، آدم ربايي ، سرقت اطلاعات؟!
اينترنت ، ابزاري براي ارتباط جهاني ، جمع آوري و نگهداري و انتشار افكار و اطلاعات و تجارت الكترونيك ... ارتباطاتش كه هيچ ... اطلاعاتش نيز بماند ، حداقل به زبان فارسي ، اندك و ناقص و غلط و فيلتر و سانسور و سياسي و نامطمئن ... بيشتر خبري است و اطلاع رساني و آموزشي تا كاربردي ... گول صفحات بيشمار وبلاگ ها و سايت هاي فارسی زبان بي محتوا را نخوريد ... آنهايي كه شايد اندك چيزي داشته باشند ، در دسترس مشترك گرامي امكان قرار ندارند ... تجارت الكترونيك هم اگر كلاه برداري نباشد ، در بسیاری از موارد ، سرقت و گران فروشي و كم فروشي و تقلبي فروشي هستند ... بخش سالم تجارت الكترونيك ، بسيار اندك تر از آن چيزي است كه مي پنداريم ... شايعات ، درگيري سياسي و كلامي ، نشر اكاذيب ، ساده انديشي ، تهمت و افترا ، دسته بندی و باندبازی ، بيهودگي ، سرقت اطلاعات و اموال و انسان ها و انديشه ها ... به چا رفتن عمر.
اينجا ايران است ... سال 2009 ميلادي مصادف با 1387 هجري شمسي ... تكنولوژي امنيتي در خدمت ناامني فردي و اجتماعي! ... بوق مي زنيم!
رهبری در لاست (Lost)
دوستی در كامنتي مربوط به پست پيش به موضوع سرنوشت اشاره كرده بود َ موضوعی كه در تمامي بخش هاي سريال لاست ديده مي شود ... گويي مقدر بوده است ، تمامي اين آدم ها در اين جزيره جمع شوند ... ضمن تاييد گفته هاي ايشان ، مبني بر وجود اعتقاد به سرنوشت و تقدير و حكمت در سراسر اين سريال ، علاوه بر تایید وجود سایر موضوعات ، اگر بخواهيم با توجه به موضوع پست پيشين به قضيه نگاه كنيم ، مي توان گفت ، "رهبران ، رهبر زاييده مي شوند" ... اگر در خود چنين حسي نمي بينيد ، بيهوده تلاش نكنيد ، بهتر است به همان نقش فعلي خود ادامه دهيد ... از ساوير و سعيد و جين و گودوين و دزموند و اتان و ريچارد و چارلي و هارلي و كيت و ژوليت و بقيه ياد بگيريد ، ضمن حفظ استقلال فكر و شخصيت و رفتار، تابع رهبران ، جك و جان و بن ، هستند و نقش شان را در تيم به خوبي ايفا مي كنند ... به ياد داشته باشيد "قرار نبوده است و قرار هم نيست همه ي ما رهبر باشيم ، پس مانع كار بقيه ی رهبران بالفطره نشويم".
مطالب مرتبط
سریال لاست (Lost) از نگاهی دیگر
اکتشافات فیلم نامه ای بعضی ها!
گزیده جمله هایی از سریال لاست (Lost)
سریال لاست ( Lost ) از نگاهي ديگر
سريال لاست ( Lost ) را بسياري از شما ديده ايد و تا آنجايي كه من مي دانم ، بسياري از شما هم آن را پسنده ايد ... با برخي از شما در مورد آن گفتگو كرده ايم و با نظرات برخي از شما هم از طريق پست ها و كامنت هاي تان آشنا شده ام ... بيشتر عزيزان تلاش كرده اند تا به نوعي بخش هاي آينده را پيش بيني كنند ... برخي نيز در صدد هستند تا بتوانند معماهاي متعدد سريال را حل كنند ... در بيشتر موارد ، عليرغم تحليل ها و نقدهاي بسيار جامع ، كامل و زيبا ، بخشي از سريال ديده شده است ... بسياري از علاقمندان اين سريال ، مداركي را جمع آوري كرده اند تا نظريات و فرضيات متعدد و متنوعي را شكل دهند كه در بسياري از موارد هم ممكن است درست باشند و راهگشا ... روح بودن اين آدم ها و زندگي آنها در دنيايي ديگر، انطباق اسامي بازيگران با انسان هاي معروف واقعي ، فرضيه حركت در زمان ، زندگي هاي متعدد و نظريات مربوطه ، مباحث اخلاقي و ضد اخلاقي مطروحه در سريال ، صهيونيستي بودن نگاه سريال ، عيسي و موسي و هارون و يعقوب و بنيامين و اتان و ميكاييل (ميخاييل و مايكل) و جبرييل (گابريل) ديدن بازيگران ، طرح وسيع خيانت ر بازيگران و صدها مورد ريز و درشت ديگري كه دربخش هاي مختلف از اين سريال وجود دارد ، همگي مي توانند به ديدن و فهم بهتر سريال كمك مي كنند ، جدا از درست و غلط بودن هر يك ... ولی آن چه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است ، نگاه كلي تيم سازنده فيلم است به داستان
مبارزه ... اولين چيزي است كه در سراسر اين سريال موج مي زند ... مبارزه براي زنده ماندن ... مبارزه براي بقا ... مبارزه براي نجات ... مبارزه براي فرار ... مبارزه براي خواستن و نخواستن ... مبارزه براي دانستن حقيقت و درك واقعيت ... مبارزه براي بايدها و نبايدها ... مبارزه براي هست ها و نيست ها ... مبارزه براي كشف مجهولات و حل معماها ... مبارزه براي اثبات نظريات و ايده ها ... مبارزه براي حذف تابوها ... مبارزه براي خودسازي و انسان سازي و نيروسازي ... مبارزه براي ماندن و بودن ... مبارزه براي بدست گرفتن قدرت ... مبارزه براي رهبري
دومين موردي كه در تمامي بخش هاي سريال مشاهده مي شود ، اهميت عنصر آگاهي است به هر شكل ... ميل به دانستن در تمامي بخش هاي سريال وجود دارد ... كنجكاوي ، عنصري است كه به شدت بازيگران را را با خود مي كشد و البته تماشاچيان را ... از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ... به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم ... تگاه هاي خيره به آسمان ، دريا و افق ... مرور گذشته هر يك و جستجوي چرايي اينجا بودن ... سرگرداني در برابر آينده و بي پاسخي در برابر چه خواهد شد ... و آن كساني راهگشا و راهبر سايرين هستند كه بيشتر مي دانند و در تلاش و مبارزه براي دانستن بيشتر
سومين موضوع ، توان تصميم گيري است ... بزنگاه هاي متعددي در سريال وجود دارد كه بايد تصميم گرفت ... تصميم گيري از توان همه برنمي آيد ... فقط چند نفر قادر به تصميم گيري هستند و بقيه تابع ... تصميم ممكن است درست باشد يا غلط ... مهم آن است كه در لحظه ي موعود ، يك نفر بايد تصميم بگيرد و بقيه بايد تابع باشند ... اگر بيش از يك نفر تصميم بگيرد ، بقيه مختار هستند تا انتخاب كنند ... نتيجه به خود ايشان باز مي گردد و اعتراض شان نيز ... آنهايي كه نمي توانند تصميم گيري كنند بايد به ناگزير خود را به ديگران بسپارند و در خدمت تيم باشند
چهارمين موضوع ، اهميت تيم و كار تيمي است ... هيچ حركتي بدون كار تيمي شكل نمي گيرد ... حتي جان لاك كه در بسياري از موارد به تنهايي عمل مي كند ، در بسياري از موارد ناگزير از هماهنگي با سايرين است يا داشتن تيمي حداقل دو نفره ... توانمندي ديگران ، در عملكرد تيمي آنها است و پايداري و بقا گمشده هاي سريال نيز هم چنين ... و مهم تر از حركت تيمي ، تيم سازي است ... از انسان هايي تنها و گسسته ، تيمي يكدست ساختن ... چه در گمشده ها و چه در ديگران
پنجمين مورد ، در پاسخ به پرسش ها مطرح مي شود ... چه بايد كرد؟ ... كجا بايد رفت؟ ... چگونه بايد رفت؟ ... چه موقع بايد رفت؟ ... چه كساني بايد بروند؟ ... با چه بايد رفت؟ ... از چه مسيري بايد رفت؟ ... چه وسايلي بايد با خود برد؟ ... براي چه بايد رفت؟ ... چگونه بايد برخورد كرد؟ ... پس از موفقيت چه بايد كرد؟ ... پس از شكست چه؟ ... مرحله ي بعدي چيست؟ ... آخرش چه؟ ... پاسخ به تمامي اين پرسش ها ، نياز به استراتژي دارد و برنامه
و اما مورد ششم ... اين همان موردي است كه ساير موارد در راستاي آن هستند ... نگاه كلي فيلم ... رهبري ... تمامي بحث سريال ، رهبري است ... چه كسي رهبري را به دست خواهد گرفت؟ ... رهبري گمشده ها؟ ... رهبري ديگران؟ ... رهبري جزيره؟ ... رهبري دنيا؟
روحيه و شجاعت مبارزه ... آگاهي ، كنجكاوي و تلاش براي دانستن ... قدرت تصميم گيري و پذيرش مسئوليت نتايج حاصل از آن ... اعتقاد به كار تيمي و توان استعداد یابی و تيم سازي ... داشتن یک استراتژي و برنامه ریزی مناسب و بلند مدت برای دست یابی به هدف ... پنج ويژگي مهم براي يك رهبر بزرگ ... جك شپرد؟ ... جان لاك؟ ... بنجامين لاينوس؟
مطالب مرتبط
اکتشافات فیلم نامه ایی بعضی ها!
شکوه امپراتوری
بازي ، خيلي ساده است ... هدف ، كسب قدرت بيشتر ... قدرت بيشتر در گرو پول بيشتر ، توليد بيشتر و نيروي انساني بيشتر ... توليد ، نيروي انساني و پول رابطه اي سه جانبه با يكديگر دارند ... وجود هر يك از اين سه ابزار كسب قدرت ، لازم ، اما كافي نيست ... هر سه آنها بايد با هم وجود داشته باشند و بايد با هم رشد كنند ... انباشت هر يك ، موجب كاهش ديگري مي شود.
جنگ ، درگيري ، اعلان جنگ و حتي نزديك شدن به مرزها و محدوده هاي قلمروي ديگران ، به ويژه در دوراني كه هنوز بسيار پرقدرت نيستيد ، اشتباه مهلكي است ... هيچ گاه نبايد تهديدي براي ديگران فرض شويد ، حتي براي دوستان ... هيچ رابطه ي دوستانه اي براي هميشه پايدار نيست ... بايد بتوانيد به هر شكلي ، دوستي هاي خود را تمديد ، محكم و پايدار كنيد ، تا اگر روزي ، به غفلتي ، اين دوستي پاره شد ، دوباره التيام يابد و چيز زيادي از دست نرفته باشد ... فقط زماني به دشمن بتازيد كه بسيار ضعيف است و هم پيمانان مهمي ندارد.
اين موضوعات ، ساده ترين قواعدي هستند كه حتي در بسياري از پيچيده ترين بازي هاي استراتژيك هم لحاظ مي شوند و به ما مي آموزند ، هر جامعه اي ، بدون رعايت اين قوانين ، محكوم به فناست ... توازن و تعامل درعين تنازع
از گفتگویی ساده تا بحثی پیچیده ، فقط یک وجب
"هر كسي رويايي در سر دارد"
اين جمله اي بسيار ساده است ... جمله ي بسيار ساده اي كه شما در همان وهله ي اول متوجه منظور گوينده مي شويد ... نياز به هيچ بحثي ندارد ... مشابه اين جملات هم بسيار زيادند ... "انسان به اميد زنده است" ... "آدم بي هدف ، در اين كره ي خاكي سرگردان است" ... "در مترو نشسته اي و آدم ها را مي بيني كه به سرعت از كنارت مي گذرند"
به نظر شما يك شنونده بايد چگونه بيانديشد تا در برابر چنين جملات ساده اي هم دچار كج فهمي شود و در برابر هر يك از جملات فوق ، به ترتيب چنين بگويد "همه ي آدم ها لازم نيست رويايي در سر داشته باشند" ... "همه ي آدم ها به اميد زنده نيستند ، برخي از آدم ها به چيزهايي ديگر زنده هستند" ... "كي گفته است همه ي آدم هاي بي هدف سرگردانند؟" ... در مترو همه ي آدم ها به سرعت از كنارت نمي گذرند ، برخي هم به آرامي مي گذرند و برخي هم در كناري نشسته اند" ... شما به چنين پاسخي چه مي گوييد؟ ... من به چنين پاسخي مي گويم ، تخرخر
اين آدم در ظاهر خود را منطقي مي نمايد ... آدمي از جنس منطق ارسطويي ... چنين آدمي ، از درك موضوع اصلي عاجز است ... ذهن او ايرادگير است ... ايرداتي مبتني بر همان منطق ارسطويي ... غافل از مقصود و فارغ از نتيجه ... درگير اثبات خود و نفي گوينده ... شما به آدمي این چنین به ظاهر منطقی چه مي گوييد؟ ... من ، به چنين آدمي مي گويم ، آدم صفر و يك ... آدم همه يا هيج
تگ: نوعي نگاه