عرق

 

گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن؟!

 

پاره تنهایی ها!

 

آيا چرا اين چنين؟

اين چنين ، حتي تاكنون!

تاكنون ، بي من اما ، بي تو شايد! ... ولي چرا هميشه باز؟!

شايد انگاري هنوز هم!