دوست داشتن ، به همین سادگی!

 

"دوستت دارم ، چون زيبايي! ... زيبايي ، چون دوستت دارم!"

كداميك؟!

من پاسخ شما را مي دانم ، پس نيازي نيست ، خود را به زحمت بيندازيد و انتخاب خود را بگوييد!

آنچه بايد بگوييد ،‌ آن هم نه به من ، اين است:

چگونه مي فهميد ، كداميك از دو حالت بالا است؟! … ملاك تشخيص شما چيست؟!

چقدر با خود صادق هستيد؟!

 

تفاوت مرزي

 

متفاوت بودن كار سختي نيست! ... فقط كافي است چشمان تان را ببنديد و از مرز رد شويد! ... براي اين مرز هم مي توانيد هر نامي را انتخاب كنيد ، ولی به یاد داشته باشيد ، براي متفاوت بودن ، بايد از آن رد شويد!

 

كامنت گذاري يا ...!

  

وبلاگ نويس: من هلو و گلابي خيلي دوست دارم!

كامنت گذار ۱:‌ توت فرنگي را امتحان كن ، خيلي خوشمزه است! ... حتي آلبالو و گیلاس و سالاد هم بد نيستند!

کامنت گذار ۲: جوووون ... من هم می خوام! 

 

وبلاگ نويس: بازي ديشب بارسلون را ديديد؟! ... عجب قشنگ بازي كرد! تیم محبوب من است!

كامنت گذار ۱: بازي 17 سال پيش بايرن مونيخ را نديدي كه منچستر يونايتد را لوله كرده بود و نفيسش را گرفته بود!

کامنت گذار ۲: من هم بازی! ... به خدا من هم فوتبالم خوب است!

 

وبلاگ نويس: سلام ، صبح بخير!

كامنت گذار ۱: خروپف ... سلام!... خروپف!‌... صبح بخير! ... خروپف! ... شب و روزت بخير! ... خروپف! ...‌الهي از زندگي ببيني خير!

کامنت گذار ۲: سلام ، صبح بخیر!

 

وبلاگ نويس: كتاب "نيك و بد ، فراسوي زندگي" را خواندم!

كامنت گذار ۱: برو كتاب "بي سوادي ، چراغ راه زندگي" را بخوان!

کامنت گذار ۲: دلبرک غمگین من!

وبلاگ نويس: هوس كرده ام كه يك شب ، زير يك آسمان پر ستاره ، بروم لب دريا و بنشينم و زير نور مهتاب و عكس ماه كوچكم  را در آب ببينم و فقط سكوت!

كامنت گذار ۱: من هر سال ، شش بار مي روم شمال و هر دفعه ، شش بار هم مي روم لب ساحل و زير نور مهتاب ، اين چيزهايي كه گفتي را نگاه مي كنم! ... تو هم برو! ... مگر كسي جلويت را گرفته است؟!

کامنت گذار ۲: من هم با خودت ببر ، جیگر!

 

وبلاگ نويس:  ديشب برف زيادي باريد!

كامنت گذار ۱: اين كه برف نبود ،‌ سال هزار و سيصد و كندلوس خيلي بيشتر باريد!

کامنت گذار ۲:سردت شد ، بگو تا کتم را در بیاورم عزیز دلم!

 

وبلاگ نویس: در اسطوره های شرقی ، نقش الهه هاي زن متمایز از مشابهات مردانه اش است!

کامنت گذار ۱: راست می گویی؟! ... خیلی عقبی باباجون!

کامنت گذار ۲: به من هم سر بزن! ... اسمت الهه است؟! ... ببین ، بین این همه وبلاگ ، تو هم برای خودت کسی (لطفن درست بخوانید) هستی!

 

وبلاگ نويس: صداي شجريان را خيلي دوست دارم!

كامنت گذار ۱: ‌برو صداي حسينقلي خان خر صدا را گوش كن! ... استاد آواز است!

کامنت گذار ۲: لا لا ... لا لا .. لالا ، نازک دل من!

 

وبلاگ نويس: طنز هم فقط طنز مهران مديري!

كامنت گذار ۱:‌ برو طنز كلپاسه را بخوان كه حتي ابوالقاسم حالت را هم از حالت انداخته است!

کامنت گذار ۲: از حالت یا آلت؟!

 

وبلاگ نويس: اين هم رئيس جمهور است كه ما داريم!

كامنت گذار ۱: پس رئيس جمهور آمريكا و فرانسه را نديده اي!

کامنت گذار ۲: آنجلینا خوشگل تر است ، بیشتر از بریتنی! ... تو هم خوشگلی!

 

وبلاگ نويس: هر چه مار از پونه بدش مي آيد در لانه اش سبز مي شود!

كامنت گذار ۱: آب كه سربالا مي رود قورباغه ابوعطا مي خواند!

کامنت گذار ۲: وب خیلی خوشگل و مامانی داری ، به ما هم سر بزن ، عموجون!

 

وبلاگ نويس: يك پلي ساخته اند در فرانسه به اين عظمت!

كامنت گذار ۱:‌ اي بابا ، پلي را كه در كانادا ساخته اند ، نديدي! ... هست به آن عظمت!

کامنت گذار ۲: نم نم بارون ... زیر پل کارون ... دختره گولم زد ...!

 

وبلاگ نويس: امان از اين زندگي و روزمرگي هايش!

كامنت گذار ۱: ببين ...! من زندگيم از تو روزمره تر است! ... بايد زندگي ابلوموف را مي ديدي!

کامنت گذار ۲: خاک بر سر این زندگی! ... یدم تو این زندگی!

 

وبلاگ نويس: يك شعر خواندم از مهدي اخوان ثالث ، ‌خيلي قشنگ بود!

كامنت گذار ۱: برو به اين آدرس ، ‌همه شعرا هستند! ... تازه ، يدالله رويايي قشنگ ترش را گفته است!

کامنت گذار ۲: جانم جان! ... مشاعره است! ... ما هم هستیم! ... فدات بشوم!

 

وبلاگ نويس:‌ يك فيلم ديدم به نام "سه كله پوك" ، ‌خيلي خنده دار بود!

كامنت گذار ۱: برو فيلم "گلۀ كله پوك ها" را ببين ،‌ خنده دارتر است!

کامنت گذار ۲: این از خنده برای فیلم سه کله پوک... حالا ، خنده برای گله کله پوک ها!

 

وبلاگ نويس: رفته بودم آفريقاي جنوبي ، فيل و زرافه ديدم!

كامنت گذار ۱: بايد گورخر مي ديدي! ... فيل و زرافه كه ديدن ندارد!

کامنت گذار ۲: من آپم! ... زودی بیا من را هم ببین!

 

وبلاگ نويس: خسته ام! ... زندگي ام يكنواخت شده است! ... مي خواهم سرم را بكوبم به ديوار!

كامنت گذار ۱: اي بابا! ... من هم بيست سال پيش ، فرغون جابجا مي كردم و آجر مي كوبيدم به ديوار! ... خستگي ندارد! ... تازه برو آنهايي را ببين كه هر روز قاب عكس مي كوبند به ديوار! ... آنهايي كه هر روز ميخ مي كوبند به ديوار! ... آنهايي كه هر روز كرم پودر مي مالند به ديوار!‌

کامنت گذار ۲: منظور؟

 

حل مسئله يا حذف صورت مسئله!

 

وقتي صحبت مي كنيم ، مي خواهيم مسئله اي را حل كنيم ، ولي زماني كه چيزي نمي گوييم ، ساده ترين راه را انتخاب كرده ايم! ... حذف صورت مسئله!

 

برای تو ...

 

براي من بنويس ،‌ شايد هماني باشد كه تو مي گويي!

 

خرانه

 

خرپنداري و خرانگاري دو آفتي هستند كه ريشه در خودخربيني و خودخرداني دارند. با دوري از تَخَرخُر ، از خودخرانگي بپرهيزيد!

 

ساده چون ...

 

يكرنگ و يكنواخت و آرام و ساده! ... ساده ، ساده و ساده ! ... بي تكلّف و بي غلّ و غش! ... بدون هيچ نشانه یا خط و خالی! ... از سادگيت هر چه بگويم ، كم گفته ام! ... باور نداري؟! ... كنار يك گورخر بايست!

 

تو اسمش را بگذار ، گيجي!

 

صبح يك روز تعطيل آفتابي ، زودتر از او ، بيدار مي شوي! ... دکمه كتري برقي را مي زني و پس از چند دقيقه ، چاي را دم مي كني! ... نان را گرم مي كني و شير را داغ! ... ميز را مي چيني و چند دقیقه بعد ، صبحانه آماده است! ... با يك بوسه شیرین بيدارش مي كني! ... سلام ، صبح بخير عزیزم! ... بيدار مي شود ، دست و صورت مي شويد و وارد آشپزخانه مي شود! ... باز كه تفاله هاي چاي ديشب را داخل ظرف شويي ريختي؟!

 

شام و صبحانه و مهرورزي!

 

اگر همسرتان را به شام خوبي دعوت كرديد ،‌ مطمئن باشيد ، شب خوبي تا صبح خواهيد داشت! ... و اگر شب خوبي را تا صبح براي همسرتان ساختيد ،‌ مطمئن باشيد ، ‌صبحانۀ‌ خوبي خواهيد داشت!

 

آمار و احتمالات

 

آمار به ما مي گويد: 98000 نفر از يك جمعيت 100000 نفري نمي دانند آمار به چه معني است!

احتمال به ما مي گويد: اگر از اين جمعيت ، يك نفر را انتخاب كنيم و از او بپرسيم آمار يعني چه؟ … احتمال اين كه او نداند آمار به چه معني است! … فقط 98% است ، نه كمتر و نه بيشتر!

حتي اگر آمار به ما بگوید: از اين جمعيت 100000 نفري ، هر 100000 نفر نمي دانند که آمار به چه معني است! باز هم احتمال و فقط احتمال ندانستن يك نفر از اين جمعيت ، 100% است!

آمار و احتمالات ، علمي است مبتني بر رياضي ،‌ نه منطق صوري! … آمار و احتمالات چيزي را اثبات نمي كنند ، فقط چيزي را بيان مي كنند! … آمار ، تعداد موجود يا ناموجود از يك چيز را در جمعيتي از يك چيز دیگر بيان مي كند و احتمالات ، احتمال وجود يا عدم وجود آن چيز را در يك چيز دیگر بيان مي كند! … آمار توصيف كننده است و احتمالات پيش بيني كننده ... و هیچ یک اثبات کننده! 

چه منطق بدانيم و چه ندانيم! … چه منطقي باشيم و چه نباشيم! … چه بپذيريم و چه نپذيريم! … چه بخواهيم و چه نخواهيم! … اين مفهوم ساده از  آمار و احتمالات را بايد بدانيم! … آن وقت ، خواهيم پذيرفت ، منطقي باشيم ، حتي اگر از منطق چيزي ندانيم!

 

دنيايي از كج فهمي ها

 

در مدرسه خواندم ، اسب از چهارپايان است. امروز ، كره اسبي ديدم كه وقتي به دنيا آمد سه پا داشت. آيا هنوز هم اسب از چهارپايان است؟!

 

بارش برف در تهران

 

برف ، برف ، برف و برف .... دوباره برف و باز هم برف! ... چه شود ، تهران ، فردا صبح! ... فکر کنم این اولین خبر از بارش برف امشب در تهران باشد!

 

جابه جايي

 

وقتي جاي من با تو عوض مي شود ،‌ چقدر عوض مي شويم!

بعضي وقت ها حتي عوضي مي شويم!

 

بدجور

 

چند روزي است كه مريض احوالم ، بدجور!

يك پروپوزال هم بايد تا روز شنبه آماده كنم ،‌ بدجور!

همه چيز بهم ريخته است ، ‌بدجور!

خيلي زود برمي گردم ، بدجور!