آخرین جمله زندگی!
در وبلاگ دوستی خواندم:
"اگر به شما يك قلم و كاغذ بدن و بگن كه آخرين جمله زندگيت رو بنويس ، چي مي نويسيد!"
تا آنجایی که من را می شناسید ، معمولن ، از این کارها نمی کنم! ... ولی ، خُب! ... این دفعه؟! ... با آن پست بی مقدمه پیشین ، ناگزیر ، این را هم می نویسم!
فقط ...
شاید ...!
شاید ...!
شاید ...! ... و شاید ...!
دیگر ، کم آورده ام! ... ، ... آآآه ه ه! ... بگذریم!
زندگي زيباست ... اميد نیز ... شادی هم ... و عشق ، به همين سادگي!
جمله بعدی را نمي توانم بگويم ، چون قول دادم كه فقط همين يك جمله باشد ، وگرنه فرياد مي زدم:
خيلي دوسِت دارم! ... تا آخرِ دنیا! ... ولي آرام!