نظریۀ آشوب!!!!!!!!!!! در مبحث واژگان، این واژه انسان را به یاد بی نظمی می اندازد. به یاد حالتی که هیچ چیز بر سر جای خود نباشد. اما آیا واقعا چنین است؟؟؟!!!

 

مطالعه در مورد این مبحث در حقیقت از مطالعات هواشناسی شروع شد. چندی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تأثیر موارد مختلف بر هوای جهان و نیز منطقه بودند. آنان به مدت دو سال مشغول مطالعۀ هوای یک منطقۀ خاص  با آب و هوای نسبتاً بی تغییر و کاملاً معتدل بودند و تمامی تغییرات را به صورت پیوسته ثبت می کردند. یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی ، هر روز رأس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد. اما در پاییز سال دوم ، ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی عوض شد!!!!!! ..... نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانۀ بروز تغییرات شدید جوی بود. اما ، آن چه به چشم دیده می شد هیچ تغییری در کار نبود!!!!!!!

دانشمندان ، مطالعه در مورد این پدیده را شروع کردند تا دلیل این تغییر را دریابند. اما متوجه هیچ چیز خاصی نشدند. پس از گذشت پاییز، همه چیز دوباره عادی شد!!!!!!! این امر آنان را بر آن داشت تا یک سال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند. در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند و سرانجام توانستند نتیجۀ مشاهدات خود را بیابند!!!!!!

در نزدیکی آن محل ، دریاچه ای بود که گروهی از پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا می آمدند. آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شد همین پرندگان بودند!!!!!!! پرواز دسته جمعی این پرندگان باعث می شد تا حرکت بال های آنان فشاری بر جو بیاورد و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقل شود که این فشار در نهایت به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید!!!! .... یکی از دانشمندان ، کنجکاو  شد تا بفهمد اگر این پرندگان آنجا نبودند چه اتفاقی رخ می داد؟؟!!!! .... وی با استفاده از یک برنامۀ کامپیوتری ، موقعیت منطقه را شبیه سازی کرد و برنامه را یک بار با حضور پرندگان و یک بار بدون حضور آنان اجرا کرد. نتایج حیرت انگیز بود!!!!!!!! ...... هنگامی که پرندگان وجود داشتند کامپیوتر شرایط را دقیقاً همان طوری نشان می داد  که در واقعیت دیده می شد. اما ، بدون حضور پرندگان ، طوفانی بزرگ در منطقه شکل می گرفت که باعث تخریب تقریباً 12 هکتار از اراضی آن منطقه می شد. در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد تا شرایط شکل گیری این طوفان پیش نیاید...  !!!!!!!!!!!

پس از مطالعات جدی تر و عمیق تر و نیز شبیه سازی جو جهان آنان به نتیجه ای رسیدند که مهم ترین شعار نظریۀ آشوب نام گرفت:

 

«پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد»

 

فشاری که بال زدن آن پروانه بر آتمسفر می آورد ، شاید بسیار ناچیز باشد ، اما فرآیند تشدید باعث می شود تا این فشار ناچیز و اندک به مرور و پس از طی مسافتی تبدیل به یک طوفان عظیم شود!!!!

 

در جایی دیگری، گروهی از دانشمندان علم ژنتیک مشغول مطالعه بر نقشۀ ژنتیکی قورباغه ها بودند. آنان سعی داشتند تا نقشۀ ژنتیکی این موجودات را تهیه کنند و از آن در راه پیشرفت دانش ژنتیک استفاده کنند. برای جلوگیری از زاد و ولد قورباغه ها و کنترل وضعیت آزمایشگاهی ، آنان تصمیم گرفتند فقط از قورباغه های نر استفاده کنند. پس از حدود یک سال مطالعه ، ناگهان چیزی غریب اتفاق افتاد!!! یک روز ، آنان متوجه شدند که پنج قورباغه به تعداد قورباغه ها افزوده شده است!!! !!!!!!!!

پس از مطالعات بسیار ،  آنان متوجه شدند به منظور جلوگیری از انقراض نسل ، در قورباغه ها جهشی ژنتیکی اتفاق افتاده است و این گروه از قورباغه ها شش ماه از سال را نر و شش ماه را ماده هستند!!!! و در فاصلۀ تغییر جنسیت ، در بدنشان تولید مثل می کنند.  این امر منجر به شعار دوم نظریۀ آشوب گشت:

 

«زندگی برای بقا راه خود را خواهد یافت»

 

نظریۀ آشوب ، در ابتدا فقط یک فرضیه بود. اما ، مطالعات بعدی آن را به یک تئوری محکم تبدیل کرد و مطالعات بیشتر حتی آن را به مرزهای علم نیز نزدیک کردند ، به طوری که امروزه از نظریۀ آشوب در معماری و عمران نیز استفاده می شود. یکی از اصول بیان شده در این علم چنین است:

 

«هیچ چیز قابل پیش بینی نیست»

 

از آنجایی که «حیات راه خود را خواهد یافت» ، حتی اگر با دقت بسیار زیاد شرایط را کنترل کنیم ، چون ما ، خود جزئی از مساله هستیم ، دچار اشتباه خواهیم شد. مثال زیر را در نظر بگیرید:

 

                       


 

اگر ما به دنبال این باشیم تا در این شکل یک نظم و یا یک معادله پیدا کنیم ، شاید هیچ گاه نتوانیم به فرمولی مناسب دست بیابیم. اما از آنجایی که باید برای توضیح انحرافات خطی موجود در این شکل ، الگویی قابل توضیح وجود داشته باشد ، با استفاده از هندسۀ نااقلیدسی ، چند فرمول مناسب بدست آمد که بخش اعظمی از این شکل را توضیح می دهد. با این حال ، برای مابقی شکل توضیحی وجود نداشت. بنابراین ، شاخه ای جدید در ریاضیات و هندسه ایجاد شد تا بتواند آن را توضیح دهد که این مسئله در نهایت به تئوری عدم قطعیت ختم  شد. به عبارتی دیگر ، ایجاد شرایط جدید باعث ایجاد علوم جدید می شود که گاهی تمام علوم قدیمی را زیر و رو می کند!!!!

حالا بیایید تا همان شکل را به طور کامل ببینیم:

                    

 


همان گونه که مشاهده می کنید ، تمامی بی نظمی موجود در آن شکل اول منجر به نظمی بزرگ شد ، یعنی ایجاد یک خط راست!!! .... در شکل اول ، به دلیل آن که ما در درون شکل قرار داشتیم یا به عبارتی دیگر ، جزئی از شکل بودیم ، نمی توانستیم به نظم کلی آن پی ببریم و به اشتباه افتادیم. در حالی که ، در شکل دوم ما از بیرون بر شکل می نگریم!!!!

عین همین مسئله را می توان در جهان جستجو کرد. دنیای اطراف ما پُر از نبوغ و خلاقیت های نهفته ، پدیده های نامکشوف و مبهم و توجیه ناپذیر و روابط سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی متفاوت است که ما قادر به فهم آنها نیستیم و برای توضیح و توجیه آنان دست به ایجاد علوم مختلف می زنیم. علومی که هیچ کدام قطعیت ندارند و به گفتۀ  نظریۀ آشوب قابل پیش بینی نیستند ، هر چند ممکن است ، در واقعیت درست باشند.