فیلم "پیش ازغروب" را هم بالاخره دیدم. فیلمی است که روحیات مگوی زنان را به سادگی بیان می کند و به همین سبب می تواند مورد توجه بسیاری از آنها قرار گیرد ...!! یک فیلم بسیار ساده ........که هر چند یک شاهکار یا یک فیلم تأثیرگذار یا یک فیلم فوق العاده نیست ، ولی بسیار زیباست ........ یک چیزهایی مثل هامون مهرجویی خودمون مملو از صدها حرف و حدیث و صحبت و البته خیلی ساده تر ... تاریخ ، جغرافیا ، مناظر زیبای طبیعی ، روان شناسی ، طالع بینی ، نویسندگی ، عشق ، سکس ، فحشاء ، خیانت ، تعهد ، خانواده ، عرفان شرقی و بودیسم ، جنگ جهانی و داستان و افسانه و معماری و ژورنالیست و عکس و موسیقی و شعر و ادبیات و کتاب و مبارزات و شجاعت و حماقت و تروریسم جهانی و مهمانی و آداب معاشرت و رقص و تفاوت های فرهنگی و تعصبات زبانی و اختلافات قومی و ده ها چیز دیگر ... جملات آن قدر ساده و کوتاه بیان می شود که شما می توانید به راحتی از تمامی آنها بگذرید ، بدون آن که اتفاق مهمی رخ داده باشد ولی وقتی به آخر فیلم می رسید تازه متوجه می شوید ، چقدر زود تموم شده است!

آرامش در حضور هم ... سرخوشی از با هم بودن ... گریز از بی هم بودن ... سخن به هراس از سکوت ... جستجوی بهانه ای برای بودن ... زندگی در لحظه زیبای الان ... زیبایی هم گامی در خیابان و کوچه پس کوچه های شهر ... سحر رقص و افسون نگاه ... عشق و مهر و دوست داشتن ... شکوه در هم فرورفتن و از هم برون آمدن ... یکی بودن و یکی شدن!

زیباست! ... ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد! ... فیلمی است با شعار "باز هم زندگی"! ... با پرسش "تعهد به زندگی با خانواده یا زندگی با عشق؟؟"

 

 

پی نوشت: نمی دانم چرا این شعار ، این روزها ، این قدر در کشور زیاد شده است؟؟ ... هر کسی به نحوی دارد این جمله را بیان می کند!! ... آیا یک نتیجه گیری منطقی همگانی است یا یک هیجان معمول وطنی .....!!