وضعیت مطالعه در بین ما ایرانیان!
بحث کتاب و کتاب خوانی و مطالعه بود و مثل همیشه داغ ... اعتقاد کلی جمع بر این بود که میزان مطالعه ی مردم ایران در سال های اخیر کاهش یافته است ... یکی از این بحث های معمول.
به نظر من ، آدم هایی که سواد ندارند و یا سوادشان درست و حسابی نیست ، بعید می نماید در صنف اهل مطالعه قرار بگیرند ... به دلیلی واضح و روشن که همان بی سوادی ایشان است ... می ماند آن دسته از انسان های شریفی که سوادی دارند و به واسطه ی آن می توانند مطالعه ای انجام دهند ... بخشی از این دسته ی باسوادها ، به دلایل مختلف شغلی ، اقتصادی ، فرهنگی و غیره مطالعه ای انجام نمی دهند و یا آنقدر میزان مطالعه ی ایشان کم است که تأثیر چندانی در میانگین مطالعه ی ایرانیان محترم ندارد ... می ماند آن قشری که اهل مطالعه است و هر هفته ، حداقل مجله ای یا کتابی بر می دارد و تورقی می کند ... این دسته از مردمان هم ، همیشه ی تاریخ ، بجز در برخی از سال های مشکوک الحال ، نه تنها اکثریت جمعیت کشور ما را تشکیل نداده اند ، بلکه در اقلیتی ناچیز هم بوده اند ... به فرض ، چیزی کمتر از 1% جمعیت فعلی ، یعنی 750000 نفر ، حداکثر.
حال ، به بررسی وضعیت این قشر باسواد و اهل مطالعه می پردازیم ... فرض بر این است که این دسته از مردمان ، در هر حال مردمانی فرهنگی هستند و علاقمند به مطالعه و به سرگرم به این امر مطلوب ... ایرانیان نیز همچون سایر مردمان این کره ی خاکی نیاز به استراحت دارند که حداقل ، چیزی حدود یک سوم از وقت ایشان را در هر شبانه روز می گیرد ... بخشی از امورات این مردم شریف فرهنگی و فرهنگ دوست هم ، مثل سایر مردمان ، به انجام امور شغلی مربوطه جهت کسب درآمد اختصاص دارد که حداقل چیزی حدود یک سوم از وقت ایشان را در هر شبانه روز می گیرد ... بخشی از زمان این مردم اهل مطالعه نیز به اموری از جمله خرید ، رفت و آمدهای درون شهری ، هم صحبتی با والدین و همسر و فرزندان ، غذا خوردن و سایر امور جزئی دیگر اختصاص دارد که نیمی از زمان باقیمانده ی ایشان را در هر شبانه روز به خود اختصاص می دهد ... بدین ترتیب ، زمانی کمتر از چهار ساعت در هر شبانه روز باقی می ماند که یک فرد می تواند طی آن به رفتارهای مورد علاقه خود رسیدگی کند.
اگر همین تعداد آدم ، بتوانند تمام این چهار ساعت را به کتاب خوانی بگذرانند ، با توجه به این که 99% از مردم برابر صفر درصد مطالعه می کنند و ما فرض می کنیم 1% از چهار ساعت (احتمالن ، این حداکثر زمانی است که می توان به طور متوسط در نظر گرفت) و 1% باقی مانده نیز تمامی چهار ساعت را ... در یک میانگین گیری ، به سادگی مشخص می شود ، 4/2 دقیقه برای 99% از مردم و 240 دقیقه برای 1% از مردم ... یعنی 8/4 دقیقه برای کل ایرانیان ... بنابراین ، مشخص می شود ، این مقداری هم که اعلام می شود ، متوسط مطالعه ی ایرانیان حدود 15 دقیقه است ، خیلی هم خوب می باشد.
حال ، اگر از آن چهار ساعت باقی مانده برای آدم های باسواد اهل مطالعه ، سرگرمی های دیگری هم در نظر گرفته شود ، بدیهی است با توجه به انواع برنامه های سرگرم کننده ی شبکه های تلویزیونی داخلی و خارجی ، انواع بازی های رایانه ای و غیر رایانه ای ، انواع ورزش های و تفریحات سالم ، انواع فیلم ها و سریال های وارداتی و مهم تر از همه ، وبگردی ، زمان زیادی برای مطالعه باقی نمی ماند.
با تمام این تفاصیل ، اوضاع در مورد مطالعه ی کتاب ، کمی بدتر هم می باشد ... چون بخش عمده ای از باسوادان متخصص و اهل مطالعه ی این مملکت ، زمان بسیار زیادی از وقت خود را به وبگردی مشغولند و ما فراموش می کنیم که این وبگردی ها ، در بسیاری از موارد با مطالعه همراه است ... این مطالعه که از طریق اینترنت انجام می شود ، معمولن در میزان مطالعه ی مردم محاسبه نمی شود ... هر چند ، در هر حال مطالعه است! ... ممکن است ، گفته شود ، این مسئله در مورد سایر کشورها نیز صدق می کند ولی باید به یاد داشت ، مسئله ی مطالعه در ایران ، به دلایل مختلف ناشی از محدودیت های موجود ، به سمت اینترنت سوق یافته است ... در حالی که ، در غالب کشورها ، به دلایل فراهم بودن شرایط اجتماعی ، وبلاگ نویسی و مطالعه ی اینترنتی در نزد باسوادان ، از جایگاه چندان مهمی همچون ایران برخوردار نیست.
به عقیده ی من ، در بحث مطالعه ، بد نیست مطالعات اینترنتی نیز همچون مطالعات مکتوب لحاظ شود ... حداقل در مورد کشوری مثل ایران ... این گونه ، شاید میانگین میزان مطالعه در کشور ما کمی بهبود یابد.