بی تو هرگز ، با تو شاید ...!
چند روزي است كه از اين محيط دور بوده ام و الان كه مي خواهم دوباره شروع كنم ، مي بينم چقدر سخت است! ... هنوز دارم مي انديشم از چه بايد شروع كنم! ... تنها چيزي كه به ذهنم مي رسد بخش كوچكي است از شعر كوچۀ فريدون مشيري:
بي تو هرگز نتوانم ... نتوانم ... نتوانم!
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۹ ق.ظ توسط
|