همه ی کارها به صورتی یکنواخت و تکراری انجام می شود ... هر روز مثل دیروز و فردا مثل امروز ... شخصیت هم طبق رفتار شکل می گیرد و می شود شخصیتی یکنواخت و تکراری ... با شخصیتی تکراری و کارهایی تکراری ، بدیهی است ، اتفاقات زیادی هم در پیرامون ما تکراری روی دهند ... "به یک امیلی پولن فوری نیازمندیم" ... فقط کافی است ، یک نفر بیاید و یکی از این هزار تکرار را جابجا کند و چه بهتر ، همان تکراری جابجا شود که روز با آن آغاز می شود ... شاید با همین جابجایی کوچک ، این چرخه ی تکرار از هم پاشید و تغییری ایجاد شد ... همان گونه که خواهانیم ... همان گونه که عاشقیم ... همان گونه که باید ... فقط ، امیلی پولنی باید.