بعضی وقت ها که در این وبلاگستان دور می زنم و لابلای کامنت ها می گردم ، چیزهای جالبی می بینم ... برخی آدم ها رفتارهای جالبی دارند ... شدیدن تلاش می کنند تا از یک موضع بالاتر نسبت به نویسنده وبلاگ قدم بردارند ... مرتب دم از "آزادی بیان" و "هر کسی حق دارد نظر خودش را بگوید" می زنند ولی تمامی جملات شان مملو از "تو اشتباه می کنی" ، "تو اشتباه کردی" ، "تو نمی دانی" ، "باید بیشتر تلاش کنی" ، دنیا این گونه نیست که تو می گویی" ، "چرا دنیا را این طور می بینی؟" ، "زندگی این شکلی نیست" و الخ ... من نمی دانم ، هدف ، فقط یک اظهار نظر شخصی ایست یا لحن کلامی است که در برخی از موارد ، چیزی بیش از یک اظهار نظر شخصی به نظر می رسد!

این آدم ها را که می بینم ، کسانی را به یاد می آورم که به شدت در مجالس شب شعر و داستان فراوان هستند و مرتب سخن از آموزش شعر و داستان نویسی سر می دهند و قصد یاد دادن شاعری و داستان سرایی دارند ... غافل از این که نوشتن ، نیاز به هیچ آموزشی ندارد ، بجز در حد چند تا پیشنهاد ساده ، آن هم در مورد برخی از موارد کاملن بدیهی ... بقیه ی موارد مربوط می شود به نویسنده یا شاعر محترم ، نه من و نه تو ... آموزش نویسندگی و شاعری ، چیزی به همراه ندارد جز اظهار فضل آموزش دهنده و مرگ خلاقیت های آموزش پذیر.