کمی اقتصاد ، آن هم به زبانی ساده
با دوستی صحبت بود ... از چگونگی پولدار شدن برخی ها ... از چگونگی گردش سرمایه ... و از چگونگی افزایش سود ... نتیجه آن شد که باید بخواهید ثروتمند شوید ... شاید ، در برخی از جاها ، کم کاری می کنید ... شاید واقعن نمی خواهید ثروتمند شوید ... شاید برخی از موارد را نمی دانید ... مهم نیست ، برخی می خواهند ثروتمند شوند و برخی نمی خواهند ... برخی می توانند ثروتمند شوند و برخی نمی توانند ... تلاش را فراموش نکنید ... اگر تلاش کردید و تمامی راه های ممکن را به کار بستید و ثروتمند نشدید ، یا راه را اشتباه رفته اید و یا قرار نیست ثروتمند شوید ... با این حال ، بد نیست کمی از مسائل ساده ی اقتصادی بدانید ... یکی از این نکات ساده را چندین سال پیش نوشته بودیم ... خیلی طولانی بود ... و نمی دانم آیا خواندید یا خیر ... این هم مثل بقیه ی پست هایی که نوشته می شود و می خوانیم و می گذریم!
برای سهولت کار ، یک کار و کسب بسیار ساده را انتخاب می کنیم ... مرغ فروشی! ... هر تجارتی ، هزینه دارد ... علاوه بر این ، هر تجارتی ، سرمایه ی ثابت و سرمایه ی در گردش دارد.
اجاره ی ماهیانه ی محلی مناسب در شهرستان ها می شود حدود 1،500،000 تومان ... هزینه ی آب و برق و تلفن و گاز و حق شارژ و شهرداری و امثالهم نیز در هر ماه می شود 100،000 تومان ... اگر یک شاگرد مغازه هم داشته باشد ، با فرض بیمه و مالیات و بازنشستگی و سایر چیزهای دیگر می شود 400،000 تومان ... سرجمع این هزینه ها می شود 2،000،000 تومان ... به این رقم می گویند هزینه ... چرا؟! ... چون ، این پول از جیب شما می رود و در صورت عدم موفقیت شما ، این پول به جیب شما برنمی گردد ، پس هزینه تلقی می شود.
یک مغازه ی مرغ فروشی ، حداقل یک یخچال ویترینی و یک یخچال صندوقی و یک ترازو و کمی ابزار کار ، شامل تخته و ساطور و کارد و چاقو دارد ... سرجمع تمام این وسایل می شود 3،000،000 تومان ... این مبلغ می شود ، سرمایه ی ثابت ... چرا؟! ... چون ، این بخش ، قابل نقد شدن و تبدیل به پول شدن است و در صورت عدم موفقیت شما در کار و کسب ، پول حاصل از فروش آنها ، سرانجام به جیب شما برمی گردد ، پس سرمایه در نظر گرفته می شود ... در ضمن ، چون ، چه بفروشید و چه نفروشید این سرمایه گذاری باید انجام شود و ربطی به میزان فروش شما ندارد (هر چند اگر فروش شما بیشتر شود تعداد این وسایل هم بیشتر می شود ) ، پس ثابت در نظر گرفته می شود.
بهره ی ماهیانه ی این سرمایه گذاری ثابت با نرخ معمول 4% می شود 120،000 تومان ... حالا چرا این بهره را در نظر می گیریم ... چون ممکن است شما تمام این پول را از کسی قرض گرفته باشید ... و در زمانی که تمامی این قرض پرداخت می شود ، با فرض درآمد زایی از روی این قرض ، شما مبلغی معادل 4% بهره ی ماهیانه پرداخته اید که از درآمد شما کسر شده است ... پس این بخش ، جزئی از هزینه های شما خواهد بود ، که از جیب مبارک تان می رود.
مرغ فروشی فرضی ما ، در ابتدای هر روز ، یک تُن مرغ می خرد و در پایان همان روز ، تمامی آن را به فروش می رساند ( یک تُن مرغِ درست و حسابی برابر با حدود 650 – 400 عدد مرغ است و صد البته که فروش ، بسیار بیشتر از این رقم ها است) ... در حال حاضر ، مرغ کیلویی 2500 تومان به فروش می رسد ... با توجه به این که مرغ فروش محترم کمی سود هم لازم دارد ، کل هزینه ی انجام شده برای خرید مرغ و بارگیری و حمل و تخلیه آن را کیلویی 2300 تومان در نظر می گیریم و سود هر کیلو مرغ را 200 تومان (هر چند ممکن است بسیار بیشتر از این مقدار هم باشد ، ولی رقم 7% ، سود معقولی به نظر می رسد) ... بدین ترتیب ، برای خرید یک تُن مرغ شما نیازمند به داشتن 2،300،000 تومان پول نقد می باشید (هرچند ، می توانید چکی هم خرید کنید!) ... به این بخش می گویند ، سرمایه جاری ... چون ، در هر حال قابل نقد شدن به پول است و به طور مرتب در خرید و فروش مورد استفاده قرار می گیرد ... می رود (خرید ، هزینه) و بازمی گردد (فروش ، درآمد) ... حاصل این رفتن و آمدن سرمایه در گردش، می شود ، سود ناخالص ... پس از کسر کلیه ی هزینه های گفته شده در فوق و نیز مالیات بر درآمد (در پایان سال) از سود ناخالص ، به رقمی می رسیم که سود خالص نامیده می شود ... خیر است و مبارک است!
حال کمی دیگر با رقم ها بازی می کنیم ... روزانه ، یک تُن مرغ می خرید و تمامن هم می فروشید ... از قرار 200 تومان سود ناخالص هر کیلو مرغ ، 200،000 تومان سود ناخالص روزانه ... از آنجایی که فردا هم می توانید همین مقدار به فروش برسانید و به شرطی که هیچ یخچال اضافه ی دیگری نخرید و حجم معامله را تغییر ندهید ، ماهیانه ، 6،000،000 تومان سود ناخالص بدست می آید ... حتی اگر هزینه های گفته شده در فوق را هم کسر کنید ، سود ناخالص این مغازه پس از کسر کلیه ی هزینه ها ، می شود 4،000،000 تومان ... حال ، مبلغ حاصل از نرخ بهره را هم کسر می کنید ... می شود 3،880،000 تومان ... بنابراین ، با توجه به سرمایه گذاری 3،000،000 تومانی در ابتدای کار ، این مغازه مرغ فروشی توانسته است ، تمام پول سرمایه گذاری شده را در همان ماه نخست بیرون بکشد و به صاحب سرمایه بازگرداند و خود را از یک هزینه 120،000 تومانی در ماه خلاص کند ... فقط می ماند ، مبلغ 2،300،000 تومانی که در هر ماه باید صرف خرید مرغ کند ... نرخ بهره ی این مبلغ هم می شود ، 92،000 تومان ... که اگر از 880،000 تومان باقیمانده از سود ماه اول کسر کنیم ، می شود 788،000 تومان ... یعنی ، شما توانسته اید در همان ماه اول ، مبلغ 788،000 تومان سود بدست آورید.
در ماه دوم ، وضعیت خیلی بهتر از این مقدار است ... شما از 6،000،000 تومان سود بدست آمده ، 2،000،000 تومان هزینه می پردازید ، می شود 4،000،000 تومان ... مبلغ 2،300،000 مربوط به سرمایه در گردش مورد نیاز را تسویه می کنید ... می ماند 1،700،000 تومان ... سود مربوط به نرخ بهره ی ماهیانه ی 2،300،000 تومان را هم می پردازید ، می شود 1،608،000 تومان ... سود معقولی است!
از ماه سوم ، شما فقط باید مبلغ 2،000،000 تومان بابت هزینه های تان بپردازید ... یعنی ماهی 4،000،000 تومان کاسب هستید ... در طی یک سال ، و با توجه به 10 ماه باقیمانده ، می شود 40،000،000 تومان ... حداکثر مبلغ مالیاتی که می پردازید ، در صورتی که خیلی بدشانس باشید 10،000،000 تومان است ... پس سود پایان سال شما می شود 30،000،000 تومان!
به همین ترتیب ، حساب کنید برای سایر اصناف خوراکی ... گوشت فروشی ... سوپر مارکت ... نانوایی ... میوه فروشی ... سبزی فروشی ... ساندویچی ... شیرینی فروشی ... و ... در هر یک از این مشاغل ، ممکن است مبلغ سرمایه گذاری شده و یا هزینه های ماهیانه با هم فرق داشته باشند ولی تفاوتی در نوع محاسبه ایجاد نمی کند ... یکی از دلایلی گرایش به سمت این مشاغل در بازار کسب و کار ما ، همین سود هنگفت است ... سود حاصل از گردش سرمایه ... مشاغلی با سرمایه در گردش پایین و سود بالا!